غزل شمارهٔ 1173
Toggle stanza 1بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر
11
بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر
اندر صفت مؤمن المؤمن کالمزهر
22
جاء الملک الاکبر ما احسن ذا المنظر
حتی ملاء الدنیا بالعبهر و العنبر
33
چون بربط شد مؤمن در ناله و در زاری
بربط ز کجا نالد بیزخمه زخم آور
44
جاء الفرج الاعظم جاء الفرج الاکبر
جاء الکرم الادوم جاء القمر الاقمر
55
خو کرد دل بربط نشکیبد از آن زخمه
اندر قدم مطرب میمالد رو و سر
66
الدوله عیشیه و القهوه عرشیه
و المجلس منثور باللوز مع السکر
77
اینک غزلی دیگر الخمس مع الخمسین
زان پیش که برخوانم که شانیک الابتر
88
الرب هو الساقی و العیش به باقی
و السعد هو الراقی یا خایف لا تحذر
99
الروح غداً سکری من قهوتنا الکبری
و ازینت الدنیا بالاخضر و الاحمر
1010
خاموش شو و محرم میخور می جان هر دم
در مجلس ربانی بیحلق و لب و ساغر
زمین

