Toggle stanza 1
مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست
1
مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست
همیشه سجده گهم آستان خرگه توست
2
به هر شبی کشدم تا به روز زنده کند
نوای آن سگ کو پاسبان درگه توست
3
ز پیش آب و گل من بدید روح تو را
خرد بگفت که سجده کنش که او شه توست
4
سجود کرد و در آن سجده ماند تا به ابد
نهاده روی بر آن خاک خوش که او ره توست
5
چه باشدت اگر این شوره خاک را که منم
به نعل بازنوازی که آن گذرگه توست
6
ایا دو دیده تبریز شمس دین به حق
تو کهربای دلی دل به عاشقی که توست

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور