غزل شمارهٔ 2927

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
ز کجا آمده‌ای می‌دانی
1
ز کجا آمده‌ای می‌دانی
ز میان حرم سبحانی

Do you know where you have come? From the midst of allglorious sanctuary.

2
یاد کن هیچ به یادت آید
آن مقامات خوش روحانی

Do you not remember at all those happy spiritual stages?

3
پس فراموش شدستت آن‌ها
لاجرم خیره و سرگردانی

Those things have become forgotten by you, so necessarily you are bewildered and distraught.

4
جان فروشی به یکی مشتی خاک
این چه بیع است بدین ارزانی

You sell my soul for a handful of dust; what kind of bargain and sale is this?

5
بازده خاک و بدان قیمت خود
نی غلامی ملکی سلطانی

Give back the dust, and know your own worth; you are not a slave, you are a king, an emperor.

6
جهت تو ز فلک آمده‌اند
خوبرویان خوش پنهانی

For your sake there came out of heaven the fair-faced ones, the sweetly hidden.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور