غزل شمارهٔ 2947
شاعر: رومی
Toggle stanza 1یا من عجب فتادم یا تو عجب فتادی
11
یا من عجب فتادم یا تو عجب فتادی
چندین قدح بخوردی جامی به من ندادی
22
تو از شراب مستی من هم ز بوی مستم
بو نیز نیست اندک در بزم کیقبادی
33
بسیار عاشقان را کشتی تو بیگناهی
در رنج و غم نکشتی کشتی ز ذوق و شادی
44
ای تو گشاد عالم ای تو مراد آدم
خانه چرا گرفتی در کوی بیمرادی
55
زیرا چراغ روشن در ظلمت شب آید
درمان به درد آید این است اوستادی
66
بستی زبان و گوشم تا جز غمت ننوشم
نی نکته عمیدی نی گفته عمادی
77
تبریز شمس دین را خدمت رسان ز مستان
سجده کن و بگویش اوحشت یا فؤادی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

