رباعی شمارهٔ 1165
Toggle stanza 1این گردش را ز جان خود دزدیدم
11
این گردش را ز جان خود دزدیدم
پیش از قالب به جان چنین گردیدم
22
گویند مرا صبر و سکون اولیتر
این صبر و سکون را به شما بخشیدم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
در مسجد و خانقه بسی گردیدم
بس شیخ و مرید را که پا بوسیدم
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 143
گاهی به کمال برتر از خورشیدم
گه در نقصان چو ذرّهای جاویدم
عطارمختارنامهباب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدنشمارهٔ 21
یک چند پی امید میگردیدم
خار و خس حرمان ز رهش میچیدم
نظیری نیشابوریدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 98
در باغ شدم صبوح و گل میچیدم
وز دیدن باغبان همی ترسیدم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1216

