غزل شمارهٔ 1507
Toggle stanza 1ایا یاری که در تو ناپدیدم
11
ایا یاری که در تو ناپدیدم
تو را شکل عجب در خواب دیدم
22
چو خاتونان مصر از عشق یوسف
ترنج و دست بیخود می بریدم
33
کجا آن مه کجا آن چشم دوشین
کجا آن گوش کانها می شنیدم
44
نه تو پیدا نه من پیدا نه آن دم
نه آن دندان که لب را می گزیدم
55
منم انبار آکنده ز سودا
کز آن خرمن همه سودا کشیدم
66
تو آرام دل سوداییانی
تو ذاالنون و جنید و بایزیدم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ز تو صد فتنه بر جان پیش دیدم
چنین باشد چو گفت دل شنیدم
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1293
میان آب و گل خلوت گزیدم
ز افلاطون و فارابی بریدم
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 106
سفر کردم به هر شهری دویدم
به لطف و حسن تو کس را ندیدم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1508
سفر کردم به هر شهری دویدم
چو شهر عشق من شهری ندیدم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1509

