غزل شمارهٔ 1146

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ار

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 25

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار
1
مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار
که دوش هیچ نخفتم ز تشنگی و خمار
2
لبم که نام تو گوید به باده‌اش خوش کن
سرم خمار تو دارد به مستیش تو بخار
3
بریز باده بر اجسامم و بر اعراضم
چنانک هیچ نماند ز من رگی هشیار
4
وگر خراب شوم من بود رگی باقی
چو جغد هل که بگردد در این خراب دیار
5
چو لاله زار کن این دشت را به باده لعل
روا مدار که موقوف داریم به بهار
6
ز توست این شجره و خرقه‌اش تو دادستی
که از شراب تو اشکوفه کرده‌اند اشجار
7
مرا چو مست کنی زین شجر برآرم سر
به خنده دل بنمایم به خلق همچو انار
8
مرا چو وقف خرابات خویش کردستی
توام خراب کنی هم تو باشیم معمار
9
بیار رطل گران تا خمش کنم پی آن
نه لایقست که باشد غلام تو مکثار

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سپیده دم که گهربار بر در گلزار

شود به جلوه گل اندر نگار خانه یار

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1112

اگر گل آرد بار آن رخان او، نه شگفت

هر آینه چو همه مِیْ خورَد گل آرد بار

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 57

تو آن نه‌ای که به جور از تو روی برپیچند

گناه تست و من استاده‌ام به استغفار

سعدیدیوان اشعارقطعاتقطعه شمارهٔ 10

نهاد بد نپسندد خدای نیکوکار

امیر خفته و مردم ز ظلم او بیدار

سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 39

برای ختم سخن دست بر دعا داریم

امیدوار قبول از مهیمن غفار

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 129

به قفل و پرهٔ زرین همی توان بستن

زبان خلق و به افسون دهان شیدا مار

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 130

چو رنج بَرنَتَوانی گرفتن از رنجور

قدم زِ رفتن و پرسیدنش دریغ مَدار

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 133

نگین ختم رسالت پیمبر عربی

شفیع روز قیامت محمد مختار

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 137

به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار

که برّ و بحر فراخست و آدمی بسیار

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 26 - در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوان

کجا همی روَد این شاهد شکر گفتار؟

چرا همی نکند بر دو چشم من رفتار؟

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 27 - مطلع دوم

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور