غزل شمارهٔ 34

شاعر: رومی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: ا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 24

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا
1
ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا
از آسمان آمد ندا کای ماه‌رویان‌، الصلا

O lovers, lovers, the time of union and encounter has come. The proclamation from heaven has come: “Moon-faced beauties, welcome hither!”

2
ای سرخوشان ای سرخوشان آمد طرب دامن‌کشان
بگرفته ما زنجیر او بگرفته او دامان ما

Joyous hearts, joyous hearts, joy has come skirt a-trailing; we have seized its chain, it has seized our skirts.

3
آمد شراب آتشین ای دیو غم‌، کنجی نشین
ای جان مرگ‌اندیش رو ای ساقی باقی درآ

The fiery potion has come; demon sorrow, sit in a corner; death-anxious soul, depart; immortal saki, enter in!

4
ای هفت گردون مست تو ما مهره‌ای در دست تو
ای هست ما از هست تو در صد هزاران مرحبا

The seven spheres of heaven are drunk with passion for you; we are as counters in your hand; our being through your being is a myriad times at ease.

5
ای مطرب شیرین‌نفس هر لحظه می‌جنبان جرس
ای عیش زین نه بر فرس بر جان ما زن ای صبا

Sweet-breathed minstrel, every instant shake the bell; O gladness, saddle your steed; O zephyr, blow upon our souls!

6
ای بانگ نای خوش‌سمر در بانگ تو طعم شکر
آید مرا شام و سحر از بانگ تو بوی وفا

O sound of the sweet-conversing reed, in your note is the taste of sugar; your note brings me night and morning the scent of fidelity.

7
بار دگر آغاز کن آن پرده‌ها را ساز کن
بر جمله خوبان ناز کن ای آفتاب خوش‌لقا

Make beginning again, play those airs once more; O sun lovely of presence, glory over all the lovely ones!

8
خاموش کن پرده مدر سغراق خاموشان بخور
ستار شو ستار شو خو گیر از حلم خدا

Be silent, do not rend the veil; drain the flagon of the silent ones; be a veiler, be a veiler, habituate yourself to the clemency of God.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها

اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشه‌ها

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1

مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا

مهمان صاحب‌دولتم که دولتش پاینده با

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 10

ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

هین زُهره را کالیوه کن زان نغمه‌های جان‌فزا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 11

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما

ای از تو آبستن چمن ، وِی از تو خندان باغ‌ها

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 12

ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما

کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 13

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

افتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشنا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 14

آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا

جان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 17

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 18

امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را

می‌شد روان بر آسمان همچون روان مصطفا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 19

چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را

می‌دان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 20

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور