غزل شمارهٔ 259

شاعر: رومی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

قافیہ: انهرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
پیش کش آن شاه شکر‌خانه را
1
پیش کش آن شاه شکر‌خانه را
آن گهر روشن دردانه را
2
آن شه فرخ‌رخ بی‌مثل را
آن مه دریا‌دل جانانه را
3
روح دهد مرده پوسیده را
مِهر دهد سینه بیگانه را
4
دامن هر خار پر از گل کند
عقل دهد کله دیوانه را
5
در خرد طفل دو‌روزه نهد
آنچ نباشد دل فرزانه را
6
طفل کی باشد تو مگر منکری
عربده استن حنانه را
7
مست شوی و شه مستان شوی
چونک بگرداند پیمانه را
8
بی‌خودم و مست و پراکنده مغز
ور نه نکو گویم افسانه را
9
با همه بشنو که بباید شنود
قصه شیرین غریبانه را
10
بشکند آن روی دل ماه را
بشکند آن زلف دو صد شانه را
11
قصه آن چشم کی یارد گزارد
ساحر ساحرکش فتانه را
12
بیند چشمش که چه خواهد شدن
تا ابد او بیند پیشانه را
13
راز مگو رو عجمی ساز خویش
یاد کن آن خواجه علیانه را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور