غزل شمارهٔ 1366
Toggle stanza 1یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال
11
یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال
بالهوی زلزلتنی و العقل فی الزلزال زال
22
قد رجعنا قد رجعنا جانبا من طورکم
انظرونا انظرونا نستقی الماء الزلال
33
کل شیء منکم عندی لذیذ طیب
منک طابت کل ارض ان ذا سحر حلال
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
سعی روزیکاهش است ای بیخبر چشمی بمال
آسیاها شد درین سودا تنکتر از سفال
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1918
می رسی خندان و می گویی به پایم چشم مال
چشم می مالم مباد این خواب باشد یا خیال
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 569
بس کنید آخر محال ای جملگی اصحاب مال
در مکان آتش زنید ای طایفهٔ ارباب حال
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 101 - شکایت از دگرگونی حال روزگار
ای گرفتار نیاز و آز و حرص و حقد و مال
ز امتحان نفس حسی چند باشی در وبال
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 102 - در نکوهش دنیاداران
یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال
بالهوی زلزلتنی و العقل فی الزلزال زال
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1365

