غزل شمارهٔ 2018
شاعر: رومی
Toggle stanza 1مرغ خانه با هما پروا مکن
11
مرغ خانه با هما پروا مکن
پر نداری نیت صحرا مکن
22
چون سمندر در دل آتش مرو
وز مری، تو خویش را رسوا مکن
33
درزیا، آهنگری کار تو نیست
تو ندانی فعل، آتشها مکن
44
اول از آهنگران تعلیم گیر
ور نه بیتعلیم، تو، آن را مکن
55
چون نهای بحری به بحر اندر مشو
قصد موج و غره دریا مکن
66
ور کنی پس گوشه کشتی بگیر
دست خود را تو ز کشتی وا مکن
77
گر بیفتی هم در آن کشتی بیفت
تکیه تو بر پنجه و بر پا مکن
88
چرخ خواهی؟ صحبت عیسی گزین
ور نه قصد گنبد خضرا مکن
99
میوه خامی، مقیم شاخ باش
بیمعانی ترک این اسما مکن
1010
شمس تبریزی مقیم حضرت است
تو مقام خویش جز آن جا مکن
زمین

