غزل شمارهٔ 328

Toggle stanza 1
ساقیا برخیز و می در جام کن
1

ساقیا برخیز و می در جام کن

در خرابات خراب آرام کن

2

آتش ناپاکی اندر چرخ زن

خاک تیره بر سر ایام کن

3

صحبت زنار بندان پیشه‌گیر

خدمت جمشید آذرفام کن

4

با مغان اندر سفالی باده خور

دست با زردشتیان در جام کن

5

چون ترا گردون گردان رام کرد

مرکب ناراستی را رام کن

6

نام رندی بر تن خود کن درست

خویشتن را لاابالی نام کن

7

خویشتن را گر همی بایدت کام

چون سنایی مفلس خودکام کن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور