غزل شمارهٔ 695

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ارماندارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
این قافله بار ما ندارد
1
این قافله بار ما ندارد
از آتش‌ِ یار‌ِ ما ندارد
2
هر‌چند درخت‌های سبز‌ند
بویی ز بهار ما ندارد
3
جان تو چو گلشن است لیکن
دلخسته به خار ما ندارد
4
بحر‌ی‌ست دل تو در حقایق
کاو جوش کنار ما ندارد
5
هر چند که کوه برقرار است
والله که قرار ما ندارد
6
جانی که به هر صبوح مست است
بویی ز خمار ما ندارد
7
آن مطرب آسمان که زهره‌ است
هم طاقت کار ما ندارد
8
از شیر خدای پرس ما را
هر شیر قفار ما ندارد
9
منمای تو نقد شمس تبریز
آن را که عیار ما ندارد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور