رباعی شمارهٔ 1748
Toggle stanza 1ای عشق تو عین عالم حیرانی
ای عشق تو عین عالم حیرانی
سرمایهٔ سودای تو سرگردانی
حال من دلسوخته تا کی پرسی
چون میدانم که به ز من میدانی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی:
حُکمی که قضا بُوَد ز من میدانی؟
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)از ازل نوشته [34-26]رباعی 33
در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی
«حکمی که قضا بُود، ز من میدانی؟»
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 172
امروز منم نه کفر و نه ایمانی
نه دانائی تمام و نه نادانی
عطارمختارنامهباب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدنشمارهٔ 10
ای عشقِ تو عینِ عالم حیرانی
سودای تو سرمایهٔ سرگردانی
عطارمختارنامهباب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشقشمارهٔ 16
جانا صد ره بمُردم از حیرانی
بار دگرم زنده چه میگردانی
عطارمختارنامهباب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشقشمارهٔ 17
تا چند من سوخته را رنجانی
تاکی کشیم به تیغ سرگردانی
عطارمختارنامهباب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوقشمارهٔ 25
با دل گفتم که ای دل از نادانی
محروم ز خدمت شدهای میدانی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1780
در عشق موافقت بود چون جانی
در مذهب هر ظریف معنی دانی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1866
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

