بخش 7
شاعر: رودکی
Toggle stanza 1گفت: هنگامی یکی شهزاده بود
11
گفت: هنگامی یکی شهزاده بود
گوهری و پر هنر آزاده بود
22
شد به گرمابه درون، اِستاد غوشت
بود فربی و کلان، بسیارگوشت
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
جوع خود سلطان داروهاست هین
جوع در جان نه چنین خوارش مبین
رومیمثنوی معنویدفتر پنجمبخش 122 - در بیان فضیلت احتما و جوع
مصطفا گفتهست چون آدم بعلم
نوح فهم آنگاه ابراهیم حلم
عطارمصیبت نامهآغاز کتاببخش 14 - فی فضائله
هر گلی کان بود بر شاخی بچید
بلبل بیچاره کان حالت بدید
عطارنزهت الاحباببخش 17 - آمدن باغبان در بوستان و چیدن گلها و نومید شدن بلبل
هست فاسق را سه خصلت در نهاد
باشد اول در دلش حب فساد
عطارپندنامهبخش 57 - در صفت علامتهای فاسق
بانگ زله کرد خواهد کر گوش
وایچ ناساید به گرما از خروش
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 9
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

