Toggle stanza 1
به باغ عشق تذرو طرب حزین میرد
1

به باغ عشق تذرو طرب حزین میرد

چو میوه خیز شود شاخ، میوه چین میرد

2

به کیش برهمنان آن کس از شهیدان است

که در عبادت بت روی بر زمین میرد

3

ز زخم کفر محبت نمی برد لذت

همان به است که زاهد به درد دین میرد

4

اجل نیامده مُردم، که خستهٔ غم عشق

دو روز پیشتر از روز واپسین میرد

5

چراغ بزم یقینم نه شمع اهل دلیل

که از دمیدن افسون آن و این میرد

6

عبیر طرهٔ حورش غبار آئینه است

کسی که گرد ره دوست بر جبین میرد

7

مزن ترانهٔ تحسین به شعر من عرفی

که شمع طبع من از باد آفرین میرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور