Toggle stanza 1
ما نقد را ز جمله به غماز داده ایم
1

ما نقد را ز جمله به غماز داده ایم

در دام هر چه آمده پرواز داده ایم

2

بعد از هزار شکوه به غم دل نهند خلق

ما خویش را تسلی ز آغاز داده ایم

3

از بانگ طبل باز دل ما نمی رمد

ما کبک خود به چنگل شهباز داده ایم

4

مردم نهند در کف کوشش عنان خویش

ما دست خویش را به عنان باز داده ایم

5

ای وهم آبرو مده از کف، که بارها

الزام وسوسه به خرد باز داده ایم

6

عرفی به دوست کامی دشمن صبور نیست

این مژده اش به طالع ناساز داده ایم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور