غزل شمارهٔ 495
Toggle stanza 1شهید وصلم و سیراب تر ز یاقوتم
11
شهید وصلم و سیراب تر ز یاقوتم
ز نخل توبه تراشیده اند تابوتم
22
مراست معجزهٔ مشکل گشای و هر ساعت
فریب می دهد امید سحر هاروتم
33
به دست ساده دلی ده عنان کار که من
خراب کردهٔ تدبیر عقل فرتوتم
44
نه یوسفم ز چه محتاج یاری دلوم
نه یونسم ز چه در قید سینهٔ حوتم
55
چو گریه را دل پرخون شناخت دانستم
که می شود ز گرستن حباب یاقوتم
66
چه احتیاج به تحصیل نعمتم عرفی
که خون دیده دهد آب و لخت دل یاقوتم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

