Toggle stanza 1
زخمی شوق توام، سینهٔ جوشان دارم
1

زخمی شوق توام، سینهٔ جوشان دارم

خانه در کوچهٔ الماس فروشان دارم

2

کی مسلمان کندم صحبت اصحاب کرم

که در آن زمره بسی حلقه به گوشان دارم

3

آتش پنبهٔ گوش دگرانم کامروز

گوش را مزرعهٔ پنبه فروشان دارم

4

صحبت عمر فرومایه ملولم دارد

میل همدوشی تابوت به دوشان دارم

5

واعظا در گذر از قافلهٔ من که متاع

همه گوش است ولی نذر خموشان دارم

6

عرفی امروز به کاشانهٔ من باش که باز

گله ای از دل بی شرم خروشان دارم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور