Toggle stanza 1
مستان عشق خانه در آتش گرفته اند
1

مستان عشق خانه در آتش گرفته اند

دائم قدح ز خوی تو آتش گرفته اند

2

این هم عنایتی است که غم های روزگار

دنبال بی کسان مشوش گرفته اند

3

چون خم به ته، ز چاه بلا، دُرد سرکشند

آنان که خو به بادهٔ بی غش گرفته اند

4

اینک ره گریز، چه سود از گریختن

سر تاسر زمانه در آتش گرفته اند

5

عرفی مرید خلوتیان پیاده شو

کاین قوم جلوه ز ابرش گرفته اند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور