Toggle stanza 1
یاران به روز حادثه برق جهان شوند
1

یاران به روز حادثه برق جهان شوند

چون یار شد جهان، همگی مهربان شوند

2

لنگان روند در قدمم، چون سبک روم

چون پا به سنگ برزنم، آتش عنان شوند

3

جوشند چون مگس به لبم گاه نوشخند

چون تلخی ای رسد، عنقا نشان شوند

4

در بند چَه گذاشته، یوسف کنند به خواب

چون شد خلاص، بر اثر کاروان شوند

5

ای آسمان به تازه برانگیز فتنه ای

تا دوستان به تهنیت دشمنان شوند

6

تابوتم ای جنازه کشان دیرتر برید

تا دشمنان ز همرهی اش کامران شوند

7

نونو لباس کعبه به دوشم ده ای فلک

تا زائران بتکده لبیک خوان شوند

8

اینک رسید نعمت الوان ز خوان هند

تا معده ها در آن همگی میهمان شوند

9

ای خدمتی مجال عبور مگس مده

تا آش مطلبان ز نعم کامران شوند

10

اینک رسید مسند جاهی که خاکیان

در سایهٔ دعا به در آسمان شوند

11

مردم کلیم صورت و فرعون سیرتند

عرفی تو گرگ شو، اگر ایشان شبان شوند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور