غزل شمارهٔ 218

Toggle stanza 1
هر چند دست و پا زدم آشفته تر شدم
1

هر چند دست و پا زدم آشفته تر شدم

ساگن شدم ، میانهٔ دریا کنار شد

2

جز با گریستن مژهٔ در جهان نبود

آن همه ز حرص دیدهٔ من ناگوار شد

3

عرفی بسی ملاف که بر چرخ تاختم

مردی کنون بتاز که بختت سوار شد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور