غزل شمارهٔ 86
Toggle stanza 1منم که طاعت بت لازم سرشت من است
11
منم که طاعت بت لازم سرشت من است
اگر به کعبه عبادت کنم کنشت من است
22
اگر چه حسن عمل نیست اجر آن هم نیست
که چشم اهل مروت به زشت من است
33
روم به دوزخ و شکر بهشت می گویم
که این به نزد مکافات من بهشت من است
44
کنار کشت و لب جو به غم زبان دارد
میان دایره ی غم کنار کشت من است
55
بگیر آیینه عرفی ببین سر انجامم
که هر چه صورت حال تو سرنوشت من است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

