غزل شمارهٔ 290
شاعر: عرفی
Toggle stanza 1به رغم توبهٔ من چون لبت پیاله بنوشد
11
به رغم توبهٔ من چون لبت پیاله بنوشد
به روی گرم تو ساقی، که خون توبه نجوشد
22
بهای گوهر یوسف، کسی خود او نشناسد
همان به است که او را کسی به او نفروشد
33
کسی به بندگی آرد، که در شمایل طاعت
در بهشت ببندد و به روی خویش نپوشد
44
غبار کوچهٔ راحت به دامنش ننشیند
لباس درد تو بر هر که روزگار بپوشد
55
نگویمت که مزن تیغ جور بر دل عرفی
رضا بده که پس از مرگ در لحد بخروشد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

