غزل شمارهٔ 109
Toggle stanza 1یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی است
11
یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی است
با زاهدان سرودی ازین باب گفتنی است
22
هزگز شکست توبه ملولم نداشته است
این نکته در میانه ی اصحاب گفتنی است
33
ای مردم وصال غم و دور ماندگان
بشنو که حال تشنه به سیراب گفتنی است
44
نتوان به گفتگو به حقیقت رسید، لیک
افسانه ای ز گوهز نایاب گفتنی است
55
دیدم به خواب کان لب لعلم به کام بود
گر واقع است و گر غلط این خواب گفتنی است
66
ابله کسی که عیب خود از دوست نشود
با دوستان حکایت ازین باب گفتنی است
77
در آتشم درون و برون جوش می زند
این حرف در میان تب و تاب گفتنی است
88
عرفی مگو به تیره شب هجر حرف می
حرفی است این که در شب مهتاب گفتنی است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

