غزل شمارهٔ 556
Toggle stanza 1بهار رفت و نکردیم عزم جای خوشی
11
بهار رفت و نکردیم عزم جای خوشی
برهنه سر بنشستیم در هوای خوشی
22
بهار رفت و به هنگامهٔ نواسنجان
ولی از هوش نرفتیم از نوای خوشی
33
بهار رفت و به مستان گریه دوست دمی
نداشتیم سرودی به های های خوشی
44
بهار رفت و نبردیم هم عنان چمن
دلی گرفته ز عمری به دلگشای خوشی
55
بهار رفت و به گلبانگ بلبلان چمن
پیاله ای نکشیدیم در هوای خوشی
66
به ترهات تو عرفی خوشند دانایان
ندیده ام به جهان چون تو ژاژخای خوشی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

