Toggle stanza 1
تنها نه دلم باده ی نابش همه خون است
1

تنها نه دلم باده ی نابش همه خون است

مغز قلم و مغز کتابش همه خون است

2

دل ها شکند وز دل من یاد نیارد

چون بشکند این خم که شرابش همه خون است

3

از سوز دل ما مشکن توبه که این نیست

آن می که چنین کرده خرابش همه خون است

4

عرفی نکنی ترک دل ریش چکیدن

کاین میوه ی طوبی است که آبش همه خون است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور