Toggle stanza 1
مغنی بدان جرهٔ جان‌نواز
1

مغنی بدان جرهٔ جان‌نواز

بر آهنگ ما نالهٔ نو بساز

2

که گشتیم چون بلبل از ناله مست

بدان ناله زین ناله دانیم رست

3

چو هرمس بدین ژرف‌دریا رسید

رهی دید کز وی رهایی ندید

4

فرو رفت و گفت آفرین بر کسی

که کالای کشتی ندارد بسی

5

چه باید گرانباری‌یی ساختن

که باید به دریا در انداختن

6

جهان خانهٔ وحش بود از نخست

در او بانوا هر گیاهی که رست

7

ز کوه گران تا به دریای ژرف

چه و بام او شد به باران و برف

8

چو شد آهوی گور آدم پدید

گریزنده شد گور و آهو رمید

9

من آن وحشی آهو کز دست زور

به پای خودم رفت باید به گور

10

درین ره پناه خود از هیچ‌کس

نسازم جز از پاک یزدان و بس

11

شما نیز چون عزم راه آورید

به پاکیزه یزدان پناه آورید

12

درین گفتنش خواب خوش باز برد

سخن را چه خسبانم‌، او نیز مرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور