Toggle stanza 1
به جست و جوی تو سرتاسر جهان بدوم
1

به جست و جوی تو سرتاسر جهان بدوم

چنان که باد به هر سو دود چنان بدوم

2

ز بس ز شوق تو شوریده ام نمی دانم

که بر زمین بدوم یا بر آسمان بدوم

3

ز جهل ره بر پیران نکته یابم نیست

به لهو در صف طفلان خرده دان بدوم

4

کس از قبیله ما رند و عشقباز نبود

نصیب بود که دنبال این و آن بدوم

5

ضرور شد پی روزی شدن چه دانستم

کزین کران جهان تا بدان کران بدوم

6

شدم به جهد که آسوده گردم از منزل

کجا گمان که به منزل رسم همان بدوم

7

به گرد توسن مردی نمی رسم تا کی

به شرق و غرب پذیرای کاروان بدوم

8

نکرد بخت به معموره ای سبکبارم

چو ناله چند ز غم توشه بر میان بدوم

9

چنان ربوده «نظیری » جنون عشقم عقل

که بر زمین پی ماه و بر آسمان بدوم؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور