Toggle stanza 1
صد غم ز غم پیاله ستاند به یاد من
1

صد غم ز غم پیاله ستاند به یاد من

صد غصه تیغ تیز کند در عناد من

2

گردد ز شیخ و برهمنم کار بسته تر

در چین ابروی تو گره شد گشاد من

3

تسبیح و سجده از گل میخانه می کنم

خاک مرادبخش برآد مراد من

4

پروای راهب و سر زنارم از کجاست

باید به بت درست بود اعتقاد من

5

بعد وصال رخنه به کارم نمی کند

از بس به عشق گشته قوی اتحاد من

6

بر آتشم خمار شراب تو آب ریخت

جامی بنوش و دود برآر از نهاد من

7

چندی به حیله رفت «نظیری » به راه عقل

هرگز بر آن ربوده نبود اعتماد من

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…