غزل شمارهٔ 377
Toggle stanza 1پای کوبان دست افشان در سماع
11
پای کوبان دست افشان در سماع
می خرامد بر دل و جان در سماع
22
طره عمامه بی شان می کند
زلف و دستار پریشان در سماع
33
صوفی از چاک گریبان بیندش
می شود از خرقه عریان در سماع
44
از می اندیشه خود گشته مست
هست خود پیدا و پنهان در سماع
55
زاهد تسبیح خوان بر یاد او
آید از ناقوس رهبان در سماع
66
عیسی از چرخ چهارم بگذرد
گر زند دستش به دامان در سماع
77
جبرییل از سدره می آرد به خاک
چون شود مست و غزل خوان در سماع
88
او چو چوگان پا زده بر فرق ما
ما چو گو از زخم چوگان در سماع
99
بی خودی های «نظیری » آورد
بخیه بر چاک گریبان در سماع
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

