غزل شمارهٔ 300
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1فتاده ام به میان غم از کران برخیز
فتاده ام به میان غم از کران برخیز
به تیر غمزه ابروی چون کمان برخیز
زمام خاطر من بسته تصرف تست
اگر قبول نداری به امتحان برخیز
ترانه ای نسرودیم بلبلانه که زاغ
صفیر زد که چمن گشت از خزان برخیز
پیاله می دهدم دور عمر و می گوید
که پیش از آن که نگردیده یی گران برخیز
بسیم ما و تو، گو نوبهار عالم را
گل از چمن برو و مرغ از آشیان برخیز
تو آفریده ز روحی ز جنس خاک نیی
به صدر جای تو شاید از آستان برخیز
شکار سخت بیفتاد از زمین برگیر
خدنگ راست برون رفت از کمان برخیز
ز معنی سخنی صد خطا برانگیزی
نیم حریف تو برخیز و بدگمان برخیز
شب دراز «نظیری » به یاد وی بگذشت
درو ز رفته بیابی مگر نشان برخیز
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
به اختیار ز نزهت سرای جان برخیز
گران نگشته ازین خاک آستان برخیز
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4804
یقین عشق کن و از سر گمان برخیز
به آشتی بنشین یا به امتحان برخیز
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 203
نشست اختر پروین ز پرنیان برخیز
غبار کاهکشان رفت میکشان برخیز
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 301
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

