غزل شمارهٔ 420
Toggle stanza 1بسیار نظره کردم در گرم و سرد عالم
11
بسیار نظره کردم در گرم و سرد عالم
چشمی نشد بمالم از دود و گرد عالم
22
عزم رحیل دارم از شهربند دنیا
صوم وصال گیرم از آب خورد عالم
33
بر خاک رهگذارم افلاک پایمالم
خلوت نشین شهرم صحرانورد عالم
44
رخ می کنم به ناخن، لب می گزم به دندان
با خویش در نبردم، غالب نبرد عالم
55
از حسن آن پری وش، تا یافتم نشانی
دیوانه دوست گشتم، ویرانه گرد عالم
66
خشمی همه تبسم، تلخی همه حلاوت
در نیش نوش جان ها، در خار ورد عالم
77
ریزان ز من ثمرها، الوان ز من چمن ها
رنگی نه همچو بادم، از سرخ و زرد عالم
88
نابود هست و بودم، پندار در نمودم
چون نقطه زیادم، از نقش نرد عالم
99
نوبالغان این عهد، زن مشربند یکسر
مردانگی مجویید، از هیچ مرد عالم
1010
زین خاکدان برستیم، وز اختران گذشتیم
ماییم صبح ثانی، خورشید فرد عالم
1111
صبح از کف «نظیری » رطل گران کشیدیم
بر طبع شد گوارا، اندوه و درد عالم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

