غزل شمارهٔ 491
Toggle stanza 1نوید عهد گل از نورسان باغ شنو
11
نوید عهد گل از نورسان باغ شنو
بشارت طرب از گردش ایاغ شنو
22
سرم ز حرف پراکنده گوی در شور است
صدای مغز پریشانم از دماغ شنو
33
شهید یار به ناوردگاه یار اولی
همین وصیت پروانه ز چراغ شنو
44
بر اهل شوق ره فیض درنمیبندند
نوای بلبل اگر نیست صوت زاغ شنو
55
درون قطره ز طوفان عشق شوری هست
صدای سیل بر اطراف باغ و راغ شنو
66
ز اصطلاح ره آگه شو و ز هر سر خار
لطیفهای که شوی از اداش داغ شنو
77
خبر ز عرصه کنعان و مصر بیرون پرس
هزار یوسف گمگشته در سراغ شنو
88
قصور عافیت از خودگذشتگان دانند
ز من مذمت آسایش و فراغ شنو
99
ز غم بسوز «نظیری» که گفته بود تو را؟
ندیم میکده شو لابه گوی و لاغ شنو
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

