غزل شمارهٔ 70
Toggle stanza 1ناله ما نغمه اهل نوا را گرم ساخت
ناله ما نغمه اهل نوا را گرم ساخت
شوق ما هنگامه این ماجرا را گرم ساخت
زآتش وادی بیفکندیم نعلین از قدم
موسی ما گرم رو گردید و ما را گرم ساخت
در گرفت از بهر خاطر گرمی پروانه موم
شمع مجلس شد که در کاشانه جا را گرم ساخت
گرمی هنگامه گلشن پی آشوب ماست
گل شکفت از ناله بلبل که ما را گرم ساخت
مایه مهر و محبت از رواج افتاده است
صحبت ما، روز بازار وفا را گرم ساخت
کین خسرو گر نبودی ساختی فرهاد کار
طعنه ناموس خوی پادشا را گرم ساخت
هر بن مژگان به چشم خلق قربان کرده است
گریه ما داستان کربلا را گرم ساخت
اعتمادی بر شمیم حله یوسف نداشت
سرمه خاکسترم باد صبا را گرم ساخت
شد به غربت قدر من معلوم بر اهل وطن
گرمی هنگامه مهر آشنا را گرم ساخت
دیدم اشفاق رخت محروم گشتم از لبت
وسعت احسان در استغنا گدا را گرم ساخت
از علو رفعتم معلوم شد حسن قبول
چون مراد دل اجابت شد دعا را گرم ساخت
رشح ابرست این «نظیری » یا صبا یا عطر گل
بلبل از شعر ترت صوت و نوا را گرم ساخت
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

