غزل شمارهٔ 125

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: وست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بختم این بس که مشتری شده دوست
1

بختم این بس که مشتری شده دوست

هرچه خلقم بها نهند نکوست

2

نشکنم رنگ رخ چو مستسقی

آب هرکس به قدر ظرف سبوست

3

در بر ارباب ذوق کم بندند

اثر قبض و بسط در ابروست

4

قطع دنیا نمی شود چه کنم؟

قو مور و جستن از سر جوست

5

نیست ممکن به زندگی آرام

تا نفس باقیست در تک و پوست

6

شاهدان چمن تهی دستند

جامه سرو تا سر زانوست

7

باش عریان بدن که غنچه گل

کم دهد بو که حله تو بر توست

8

بوی کل چاشنی مل دارد

آن شکرخنده را چه بوی و چه خوست

9

آب تلخی به عطر پروردند

نام کردند کاین گل خوش بوست

10

خط فرقان نگار او کوفی

چشم محراب گرد او هندوست

11

خط فریبنده کس چنین ننوشت

یارب این معجزست یا جادوست؟!

12

به «نظیری »ست چشم خلق امروز

میر مجلس ندیم شیرین گوست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور