Toggle stanza 1
جان به لب از شوق و می آرند پیغامم دروغ
1

جان به لب از شوق و می آرند پیغامم دروغ

دوست دور و نامه می سازند بر نامم دروغ

2

راهب بتخانه را عز کرامت کی دهند

هست کشفم مکر و استدراج و الهامم دروغ

3

بسته طامات رعنایان ره گردیده ام

چون روم دنبال حق افکنده در دامم دروغ

4

محو نیرنگ مجازم ذوقم از تحقیق نیست

راست چون گویم که شیرینست در کامم دروغ

5

رو به سوی قبله دارم دل به سوی سومنات

در نهان کفرم یقین در ظاهر اسلامم دروغ

6

رام از افسانه و افسون هرکس می شوم

گر خوشم آید سخن اندازد از بامم دروغ

7

چهره رنگین کرده عکس ساغر و پیمانه ام

پرتو مهر شفق افکنده بر شامم دروغ

8

همچو طفل بی پدر می گریم از حرمان بخت

می دهد مادر نوید نقل و بادامم دروغ

9

چون سپندم بر سر آتش «نظیری » بی قرار

گر کسی در عشق گوید هست آرامم دروغ

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور