غزل شمارهٔ 524
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1دیریست ز گوشه نقابی
11
دیریست ز گوشه نقابی
داریم امید فتح بابی
22
از زلف کجش به عقد انگشت
ذوقست گرفتن حسابی
33
وآنگه به نشان بوسه کردن
از صفحه رویش انتخابی
44
هردم به گلاب پاش مژگان
بر جیب فشاندش گلابی
55
از دیده تر بر آن بناگوش
غلطان دیدن در خوشابی
66
ارزد به نشان صد سلیمان
تا بی کندن ز لعل نابی
77
انگشت نمای شهرم از وی
هر دم به نوازش خطابی
88
مطعون دارد میان خلقم
هر روز به شهرت عتابی
99
دل هر گله کز تغافلش داشت
سر شد به ندادن جوابی
1010
رازی که به صد دهان نگنجد
گردید بیان به اضطرابی
1111
با دوست گر اتحاد خواهی
از خویش «نظیری » اجتنابی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

