Toggle stanza 1
گل آمد و لعلم ز دل سنگ برآورد
1

گل آمد و لعلم ز دل سنگ برآورد

اشک ز تماشای چمن رنگ برآورد

2

می خواست ز مرغان چمن شور برآرد

یک نغمه مغنی به صد آهنگ برآورد

3

عشق آمد و در شهر دل آیین خرد دید

تا شهر به تاراج رود جنگ برآورد

4

مطرب ز برم خرقه سالوس به در کرد

گرد همه شهرم به دف و چنگ برآورد

5

شب نیست که از شادی بسیار نگریم

غم خوردن کم حوصله را تنگ برآورد

6

یک بار به عیب و هنر خویش ندیدم

در جیب و بغل آینه ام زنگ برآورد

7

در راه وفای تو نه طولیست نه عرضی

شوخی تو فرسنگ به فرسنگ برآورد

8

این خونشده دل بس که خرابست «نظیری »

در پیش تو نتوانمش از ننگ برآورد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور