Toggle stanza 1
تنگ نبات چون بود، لب بگشا که هم چنین
1

تنگ نبات چون بود، لب بگشا که هم چنین

آب حیات چون رود، خیز و بیا که همچنین

2

هر که بگویدت که تو دل به چه شکل می بری؟

از سر کوی ناگهان مست بر آکه همچنین

3

هر که بگویدت که جان چون بود اندرون تن؟

یک نفسی بیا نشین در بر ما که همچنین

4

هر که بگویدت که گل خنده چگونه می زند

غنچه شکرین خود بازگشا که همچنین

5

ور به تو گویم، ای پسر، کت به کنار چون کشم

تنگ ببند بر میان بند قبا که همچنین

6

هر که پری طلب کند، چهره خود بدو نمای

هر که ز زلف دم زند، زلف گشا که همچنین

7

لاف وفا زنی، ولی نیست برای نام را

در تو نشانی از وفا، هم به وفا که همچنین

8

هر که نخواند هیچ گه نامه عشق چون بود

قصه حال خسروش باز نما که همچنین

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور