Toggle stanza 1
گل رسید و هرکسی سوی گلستان می‌رود
1

گل رسید و هرکسی سوی گلستان می‌رود

در چمن‌ها هر طرف سروی خرامان می‌رود

2

شد جهان زنده به بوی گل، ولی من چون زیم

کز گلم بوی کسی می‌آید و جان می‌رود

3

عاشقان گریان و مست ما که نوشش باد می

می به کف سوی چمن در عین باران می‌رود

4

کوری آن دیده محروم باز آن نازنین

بر بساط نرگس تر مست و غلتان می‌رود

5

گر چمن خواهی و فردوس، اینک اینک کوی دوست

خلق آواره کجا در باغ و بستان می‌رود؟

6

وقت او خوش کش گل وصلی شکفت از روی دوست

سوی ما باری همیشه باد هجران می‌رود

7

ای که سامان جویی از من، کی بود ثابت‌قدم؟

مست بیچاره که پای او پریشان می‌رود

8

آنکه در پایش نزد خاری، کجا داند که چیست؟

درد او کش در ته هر موی پیکان می‌رود

9

خسروا، بر خاک آسانی تپیدن دور نیست

هست دشوار آنکه او از دل نه آسان می‌رود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور