Toggle stanza 1
باز از رندی علم بر آسمان خواهم کشید
1

باز از رندی علم بر آسمان خواهم کشید

روز پیری جام با یار جوان خواهم کشید

2

تیر غمزه ترک چشمش از کمان ابروان

سوی سینه گر گشاید، من به جان خواهم کشید

3

پیشکش آرند هر یک سیم و زر در پیش او

من دل پر خون و جان ناتوان خواهم کشید

4

بگذر، ای ناصح، ز من امروز بگذارم که باز

جامی می بر روی یار مهربان خواهم کشید

5

گر مددگاری رسد از اخترا مسعود من

امشب از لعل لبش راح روان خواهم کشید

6

سوی خسرو التفاتی گر نماید آن سوار

زیر پایش سر چو خاک آستان خواهم کشید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور