Toggle stanza 1
مشک تر بر مه پراکندی و شب می‌خوانیش
1

مشک تر بر مه پراکندی و شب می‌خوانیش

برگ گل را پرشکر کردی و لب می‌خوانیش

2

آفتاب نیمروزی و به خدمت کردنت

می‌رسد خورشید، اگر در نیم‌شب می‌خوانیش

3

هست بر خورشید پیشت نام خورشیدی خطا

تو بدین نام از پی حسن ادب می‌خوانیش

4

نسخه‌‌ای کز خط تست اندر دل سوزان من

سحر آتش‌بند یا تعویذ تب می‌خوانیش

5

لب رطب سازی و آنگه خسته از دندان کنی

خسته از دندان من کن، گر رطب می‌خوانیش

6

ماه من زلف ذَنَب‌وَش را چه می‌گیری به دست؟

ماه کی گیرد ذنب را چون ذنب می‌خوانیش

7

ناله عشاق را شور و شغب، گفتی ز چیست؟

نفخ صور است این که تو شور و شغب می‌خوانیش

8

با رقیبت نیست کار و خوانیش می‌دانم این

تا مرا سوزی ز حسرت بی‌سبب می‌خوانیش

9

سجده کردن پیش طاق ابرویت از دوستی

فرض شد بر خسرو، ار تو مستحب می‌خوانیش

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور