غزل شمارهٔ 1635
Toggle stanza 1یک شب، ای ماه جهان افروز من
11
یک شب، ای ماه جهان افروز من
بر من آی و باش صبرآموز من
22
نیست یک ذره ترا دل گرمیی
گر چه صد دل پخته گشت از سوز من
33
از چه روزم شد سیه، مانا فتاد
سایه شبهای من بر روز من
44
می دهم جان، بگذر و ناخوش من
بهر فردا مهلت امروز من
55
گریه هم بر من شبیخون می کند
خسروا، بین لشکر فیروز من
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

