Toggle stanza 1
چون طره تو سلسله بر یاسمین نهد
1

چون طره تو سلسله بر یاسمین نهد

خورشید پیش روی تو سر بر زمین نهد

2

هر بوی خوش که باد ز زلفت برد به باغ

اندر قبای غنچه تنگ آستین نهد

3

دیوانه لطافت اندام تست آب

مانا که باد سلسله بر آب ازین نهد

4

در خویشتن زمین ز گرانی فرو شود

جایی که قامتت به نشستن سرین نهد

5

چشمت اگر بکشت مرا، گو بکش به ناز

خلقی چه شد که بار بر آن نازنین نهد

6

لشکر کشید عارضت از سبزه بر سمن

زین پس خراج بر گل و بر یاسمین نهد

7

در بوسه لب ترش کنی و جان برد لبت

زان چاشنی به سرکه در انگبین نهد

8

سروت که پای ناز بر این دیده می نهد

خسرو بر آستان شه راستین نهد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور