Toggle stanza 1
چو صبح از روی نورانی نقاب تار بگشاید
1

چو صبح از روی نورانی نقاب تار بگشاید

نسیم از هر طرف صد نافه تاتار بگشاید

2

نباشد حاجت مطرب حریفان صبوحی را

چو مرغ صبحگاهی ناله های زار بگشاید

3

خوش آن عاشق که خوابش برده باشد در پس عمری

چو خیزد ناگهان، دیده به روی یار بگشاید

4

غلام خواب آن شوخم کز آواز خوش ساقی

به صد ناز و کرشمه نرگس بیمار بگشاید

5

دلت نگشاید، الا با لب و روی بتان، خسرو

دل هر کس، ولی از سبزه گلزار بگشاید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور