Toggle stanza 1
مرا وقتی دلی آزاد بوده ست
1

مرا وقتی دلی آزاد بوده ست

درونم بی غم و جان شاد بوده ست

2

نمک زد شوخی اندر جان و نو کرد

جراحتها که در بنیاد بوده ست

3

چه خوش بوده ست عقل مصلحت جوی

که چندی زین بلا آزاد بوده ست

4

نگارا، هیچ گاهی یاد داری

کزین بیچارگانت یاد بوده ست

5

شب آمد، باد برد از جای خویشم

که بوی زلف تو با باد بوده ست

6

به فریادت بخواندم دی و مردم

که جانم همره فریاد بوده ست

7

جفا کش خسروا، گر دوست پیوست

نصیب عاشقان بیداد بوده ست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور