غزل شمارهٔ 1546
Toggle stanza 1آفت زهد و توبه شد ترک شرابخوار من
11
آفت زهد و توبه شد ترک شرابخوار من
یار گر اوست، کی شود توبه و زهد یار من؟
22
باده هجر خوردنم، رنج خمار در تنم
جز ز حلاوت لبش نشکند این خمار من
33
ای چو تویی نخاسته پهلوی من نشین دمی
تا بنشیند از درون آتش انتظارمن
44
رغبت اگر نمی کنم، ساقی خون خود شوم
مطرب رایگان تو ناله زیروار من
55
بی تو دو چشم چار شد، خاک در تو سرمه ام
سرمه گر از تو بایدم، خاک به هر چهار من
66
چون تو سوار بگذری، دیده گهر فشان کنم
خواه قبول و خواه رد، نیست جز این نثار من
77
بس که پر از غبار شد دل ز تو، گر نفس زنم
خاک به رویم افگند، این دل پر غبار من
88
رنجه مشو به کشتنم، زان که به رخصت غمت
فتنه تمام می کند محنت نیم کار من
99
لاغ مکن که خسروا، دامن خود ز من مکش
چون که ز دست من بشد دامن اختیار من
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
سوخته لالهزار من رفته گل از کنار من
بیتو نه رنگم و نه بو ای قدمت بهار من
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2521
باز نگار می کشد چون شتران مهار من
یارکشی است کار او بارکشی است کار من
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1828
گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من
هیچ مباش یک نفس غایب از این کنار من
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1829
گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من
ای دم تو ندیم من ای رخ تو بهار من
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1835
باز بهار می کشد زندگی از بهار من
مجلس و بزم می نهد تا شکند خمار من
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1836
یا رب من بدانمیچیست مراد یار من
بسته ره گریز من برده دل و قرار من
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1837

