Toggle stanza 1
سیمین تن و خارا دلی، گر گفتنم یارا بود
1

سیمین تن و خارا دلی، گر گفتنم یارا بود

گر بت نه ای، کی در بشر تن سیم و دل خارا بود؟

2

عنبر چسان نسبت کنم با زلف تو، کز زلف تو

بوی دل آید وین کجا در عنبر سارا بود؟

3

ناز و کرشمه آفت است از بهر دلها در بتان

ورنه به زیبایی چه کم نقشی که بر دیبا بود

4

گفتم که گر همتای خود خواهی مه و خورشید بین

گفتا که بینم آینه، گر این هوس با ما بود

5

خفتن نه تنها در لحد راحت بود، فریاد از آن

خوابی که دور از دوستان مشتاق را تنها بود

6

خسرو، گر از عشقت بود رنجی، مرنج از نیکوان

باشد گنه چشم مرا نه روی زیبا را بود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور