Toggle stanza 1
ای رخت از مه جهان آرای تر
1

ای رخت از مه جهان آرای تر

وی لبت از می نشاط افزای تر

2

تر کنم جان در رهت چون ره روی

کاب می ریزد ازان بالای تر

3

مانده گشتی ار چه از خون دل ریختن

خوی بریز از عارض زیبای تر

4

خون خود جویم همی، تا در تو دید

از که؟ زین چشم جگر پالای تر!

5

مردم چشمم نیاساید ز خواب

زانکه هستش روز تا شب جای تر

6

در غمت آب از سر خسرو گذشت

گر چش از دریا نگشتی پای تر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور